بیانیه کانون ره آورد به مناسبت بیست و هشتمین سالگرد کشتار زندانیان سیاسی ایران در تابستان ۱۳۶۷

در این ۲۸سال ده‌ها خاطره از این کشتار نگاشته شده، صدها یادمان برگزار و ده‌ها سند منتشر گردیده تا به هزار توی تیره و تار این واقعه که همچنان نیت تعمدانه‌ای به تاریک ماندن و فراموشی آن اصرار می‌ورزد پرتو افکند.

۲۸ سال از قتل عام زندانیان سیاسی ایران در تابستان ۶۷ گذشت، ۲۸ سال از روزهای سیاهی که طی آن با سه پرسش کوتاهِ  هیـئت مرگ، جان چند هزار زندانی سیاسی گرفته شد، گذشت. زندانیانی که از هر گونه حقوق قضایی محروم بودند دسته دسته به چنگال مرگ سپرده شدند و گروه گروه در گورهای جمعی دفن گردیدند. فاجعه‌ای عظیم و هولناک که هنوز هم آثار زخم عمیق آن بر پیکر جامعه ایران باقی است.

این کشتار عظیم اما خود نقطه اوج سیاهی بود بر یک دهه سرکوب خونینِ همه‌ی نیروهای دگراندیش و مخالف. سرکوبی که از نخستین روزهای به قدرت رسیدن جمهوری اسلامی با اعدام‌های بدون محاکمه سران رژیم گذشته بر بام مدرسه رفاه، اقامتگاه آن زمان خمینی آغاز و در گوشه و کنار ایران به اشکال و بهانه‌های مختلف با شدت و ضعف ولی تقریباً بی‌وقفه در تمامی دهه خونبار ۶۰ ادامه داشت.

اگر جمهوری اسلامی در ابتدا نه تنها سعی در پنهان کردن اعدام‌ها نداشت، بلکه با انتشار تصاویر کشته‌شدگان در روزنامه‌ها و یا اعلام اسامی اعدامی‌ها از رادیو و تلویزیون توسط لاجوردی جلاد اوین، با افتخار بر دامنه‌ی سرکوب‌های خونین خود تأکید می‌کرد، در مورد کشتارهای تابستان ۶۷ اما، از ابتدا با سکوت سعی در انکار وقوع این کشتار کرد و بعدها با تخریب بخشی از گورستان خاوران سعی در پاک کردن آثار آن داشت.

در راستای این سیاست سکوت و انکار بود که خانواده‌های اعدامیانی که در آن تابستانِ سیاه قربانی جنون خمینی و هیئت مرگِ منسوب او شدند حتی اجازه برگزاری مراسم عزاداری برای عزیزان خود را نداشتند. این تلاشِ حکومت برای مسکوت گذاشتن جنایت و به فراموشی سپردن آن از همان ابتدا با مقاومت شجاعانه خانواده‌ها و بازماندگان  قربانیانِ این فاجعه روبه‌رو گردید. مقاومتی که با وجود تمامی کارشکنی‌ها، تهدیدها، ضرب و شتم‌ها و بگیروببندها به‌صورت حضور بر گورهای دسته‌جمعی و بی‌نام و نشانِ این عزیزانِ به خون خفته در خاوران و برگزاری و شرکت در مراسم یادبود آن‌ها، تجلی می‌یافت. مقاومتی که از پشتیبانی سازمان‌های طرفدار حقوق بشر در جهان نیز برخوردار بوده و هست.

فاجعه چنان ژرف و گسترده است که نمی‌توان آن را در پسِ غبارِ زمان به گرد فراموشی سپرد. فاجعه چنان غیرانسانی و وسیع است که مرزها و دیوارهای خودساخته‌ی ذهنیِ انسان‌ها را در نوردیده و شیرازه‌ی وجودی انسان را به‌دور از همه‌ی این مرزها، در برابر دیدگان ما قرار می‌دهد. شیرازه‌ای که حق زندگی، شالوده اساسی آن است.

اینک اما انتشار نوار گفت‌وگوی آیت‌الله منتظری جانشین ولی فقیه در آن سال‌ها با اعضای هیئت مرگ توسط فرزند او، که در آن این روحانی فقید در گفت‌وگویی رودررو و صریح با اعضای این هیئت، آن‌ها را در دادگاه تاریخ و وجدان مردم ایران جنایتکار می‌داند، برای نخستین بار سند این بزرگ‌ترین جنایتِ تاریخ سیاسی معاصر ایران را در دسترس میلیون‌ها ایرانی قرار می‌دهد و مختومه کردن پرونده‌ی کشتار ۶۷ و اعدام‌های قبل و بعد از آن را برای دستگاه‌های سرکوب رژیم بیش از پیش دشوار می‌کند. انتشار این نوار بدون شک چیزی را جابه‌جا کرده است. حتی اگر بسیاری از ما بسیاری از واقعیت‌های بیان‌شده را می‌دانستیم اما وضوح این سند و بی‌واسطه‌گی این صداها عمیق‌تر از دانستن در جان آدم و شاید حتی در وجدان زمانه‌ی ما نفوذ می‌کند. تاریخ انگار به صورت آدم سیلی می‌زند. آن واقعیت که سرِ بزنگاهِ فاجعه در تابستان ۶۷ از مردم مخفی کردند اکنون همچون گسلی از زمین بیرون زده است.

شنیدن این‌که این جانیان، زندانیان را اغلب «این‌ها» می‌نامند، یا «موارد»، و انگار نه انگار که از انسان حرف می‌زنند؛ این‌که می‌گویند «مواردی که تا به حال اجرا کردیم»؛ این‌که آن‌چه را که با زندانیان می‌کنند، آن دامی را که برایشان می‌چینند و آن حکم‌های اعدام را «برخورد» می‌نامند، این‌که عجله دارند تا به قول خودشان «هر چه هست را تمام کنند» و این‌که حتی امروز هم مصطفی پورمحمدی یکی از اعضای هیئت مرگ و وزیر دادگستری فعلی ـ زمانی‌که پس از انتشار این سند خود را وادار به موضع‌گیری دیده ـ به‌گفته خودش به «اجرای حکم خدا افتخار می‌کند»، ما را با نظامی روبه‌رو می‌کند که ریختن خون دگراندیشان و مخالفان برای آن نه امری جنبی و عارضی بلکه برخاسته  از ایدئولوژی تمامیت‌گرا و قدرت‌طلبیِ بی‌حد و مرز و به‌عبارت دیگر وجهی از هویت وجودی آن است.

با این‌همه، این واقعیت که پس از انتشار این سند بسیاری از مسئولان بلندپایه‌ی جمهوری اسلامی خود را مجبور به موضع‌گیری دیدند و برای نخستین بار در سطوح بالای حکومتی آشکارا در این‌باره صحبت شد، نشان‌دهنده دامنه‌ی گسترده و ژرفای تأثیربخش این سند در آگاه‌سازی افکار عمومی از ابعاد جنایت و سبعیت جنایتکاران است.

مفتوح ماندن پرونده‌ی بزرگ‌ترین جنایت سیاسی تاریخ معاصر ایران تا زمانی که دست‌اندرکاران آن جنایت همچنان در رأس امورند یکی از مهم‌ترین عرصه‌های مبارزه با سرکوب و دیکتاتوری مذهبی ولایت مطلقه فقیه است.

کانون ره‌آورد هم‌صدا با خانواده‌ها و بازماندگان این کشتار همچنان خواهان دادخواهی این فاجعه و محاکمه عادلانه و مجازات عاملان و آمران آن است.

کانون ره‌آورد ـ آخن ـ آلمان
۲۰ شهریور ۱۳۶۵ ـ ۱۰ سپتامبر ۲۰۱۶